یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:48 ::  نويسنده : امید توانا

 هیچوقت از اون کسی که هستی

یا از پست و مقامی که داری

مغرور نشو چون پس از پایان

بازی شطرنج شاه و سرباز

دریک جعبه ریخته می شود .





یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:48 ::  نويسنده : امید توانا
 
مثل کشیدن کبریت در باد
دیدنت دشوار است
 

من که به معجزه ی عشق ایمان دارم
می کشم
آخرین دانه ی کبریتم را در باد

هر چه بــــــادا بــــــــــاد!




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:47 ::  نويسنده : امید توانا
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

                رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

         و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

                      سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

        از حرکات ناکرده

                اعتراف به عشق های نهان

                             و شگفتی های بر زبان نیامده

        در این سکوت حقیقت ها نهفته است

         حقیقت تو و من...




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:47 ::  نويسنده : امید توانا

 

تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی

 

 

 

خیانت

 

 

 

میتواند دروغ دوست داشتن باشد

 

 

 

خیانت

 

 

 

تنها این نیست که در خفا دستت را در دست دیگری بگذاری

 

 

خیانت

 

 

 

 

 

                          

  میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:46 ::  نويسنده : امید توانا



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:46 ::  نويسنده : امید توانا

Image hosted by TinyPic.com



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:46 ::  نويسنده : امید توانا

vdfdf



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:45 ::  نويسنده : امید توانا
برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

.

.

 

.



محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ،
نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم ...
به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم،
هر جا که باشی...




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:43 ::  نويسنده : امید توانا

حـــیف کـه حوصـلــ‌ه مےخــوا هَد...
...حـــرف زدن از چیز هایی کــ‌ه حوصــ‌لـه  مےخـــوا هد...
وگــــرنـه مے گـُـفتـَــم...
خـــورشیدی کـه در کــهکِشانِ مَــن  مےسـوخــت...


...سوخــــت...




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:42 ::  نويسنده : امید توانا



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:42 ::  نويسنده : امید توانا

لبخند بزن...

 

عکاس مدام این جمله را تکرار میکند

 

 و اصلاً برایش مهم نیست

 که در وجودت حتی یک بهانه کوچک برای لبخند نیست.....



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:42 ::  نويسنده : امید توانا

تنهائی را

بلندترین شاخه درخت،خوب میفهمد؛

 

انگار هرچه بزرگتر می شویم تنهاتر می شویم...

 

براستی:

خدا از بزرگی تنهاست یا از تنهائی بزرگ؟؟؟؟؟؟



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:41 ::  نويسنده : امید توانا
 
 

گفت: آنقدر سیگار نکش میمیری

گفتم: اگه نکشم میمیرم

گفت: اگه بکشی با درد میمیری

گفتم: اگه نکشم از درد میمیرم

گفت: دود سیگار جلو درد رو نمیگیره

گفتم: هوای صاف هم جلوی مرگ رو نمیگیره

 نگاهم کرد و گفت: بکش..


 


یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:40 ::  نويسنده : امید توانا

- از همه پرسیدن عشق چیست؟؟؟ 
از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت...... بازی

از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت...... کینه

از جوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت...... پول و ثروت

از پیری پرسیدن عشق چیست ؟ گفت...... عمر

از گل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت...... از من خوشبوتر

از پروانه پرسیدن عشق چیست ؟ گفت...... از من زیباتر

 

از خورشید پرسیدن عشق چیست ؟ گفت....... از من سوزانتر

و در آخر از خود عشق پرسیدن کیستی؟؟؟ 
گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم.


یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:40 ::  نويسنده : امید توانا
 
ماهی ها گریه میکنند
 
 
 
 
 
شک ندارم که ماهی ها گریه میکنند
اگر اشک ماهی ها نبود
آب دریا انقدر شور نبود




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:38 ::  نويسنده : امید توانا

تـو هم تلخ بودی ! تلــخ !

درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دادند !

 

غافل از اینکه این بار تلخی تــو دلم را فلــج کرد . . . !




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:38 ::  نويسنده : امید توانا


چه لذتی دارد بی بهانه تو را در آغوش گرفتن

 

 

می خواهمت...

 

 

بی بهانه...

 

 

آرامم کن...

 

 

بمان و لبریزم کن از حس بودنت!!




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:38 ::  نويسنده : امید توانا


 

گاهی ما کویریم و خدا باران،

 

خدا بر ما می بارد،

 

یکریز و بی امان،

 

اما کویر خشک است!

 

اما کویر سفت است!

 

بارش خدا بر آن فرو نمی رود،

 

انبوه می شود و راه می افتد،

 

و سیل به پا می شود،

 

پر هیاهو و پر غوغا!!

 

نام این سیل به راه افتاده عشق است، عشق پر هیاهو!!

 

اما گاهی، ما باغیم و خدا برف،

 

خدا بر ما می بارد،آرام و بی صدا!

 

خاک نرم است و پذیرا،

 

خاک بر آن می نشیند و ذره ذره در آن نفوذ می کند،

 

و بی هیچ غوغایی، بی هیچ هیاهو،

 

و کم کم در آن پایین، در عمق پنهان روح،

 

سفره های آب پهن می شود، اما ما خاموشیم!!

 

هرچند باز عاشقیم...



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:37 ::  نويسنده : امید توانا
بعد سال ها آوارگي ...ديروز خدا رو ديدم ...گفتم ببين چه بر سرم آورده اي ! ... !...آهي كشيدو پرسيد : " سيگار داري؟؟؟" ... !!!پاكت سيگار رو گرفتم سمتش و گفتم:"بردار...!"


یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:37 ::  نويسنده : امید توانا

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که می شوی

بجای اینکه دنبالت بگردن

فراموشت می کنند.......



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:36 ::  نويسنده : امید توانا
یه دختر و پسر که روزی همدیگر را با تمام وجود دوست داشتن، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ..! پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود ... پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه ، کاغذ را به دختر داد.. دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه .. دختر قبل از این که نامه ی پسر را بخواند ، به اون گفت : دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..! پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............ در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مــُـرد .. دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود! وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود: " اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم "




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:36 ::  نويسنده : امید توانا
اگر شما در یک زمان عاشق دو نفر هستید، ترجیحاً نفر دوم را انتخاب کنید، چون اگر نفر اول را واقعا دوست داشتید هیچ گاه عاشق نفر دوم نمی شدید!




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:35 ::  نويسنده : امید توانا
به من نگو سيگار نكش...بپرس براي كدام دردم سيگار ميكشم...بپرس اصلا چرا سيگاري شدم ...؟!مطمئن باش اون موقع خودت برام كبريت ميكشي




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:34 ::  نويسنده : امید توانا
كارگر خسته اي سكه اي از جيب كت كهنه اش درآورد تا صدقه دهد، ناگهان جمله اي روي صندوق ديد و منصرف شد، "صدقه عمر را زياد مي كند".




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:33 ::  نويسنده : امید توانا
خدایا یادته ...؟ دستشو گرفتم آوردم پیشت ... گفتم : من فقط همین رو می خوام گفتی : این کمه ،بهتراز اینو برات گذاشتم کنار. پاهاموکوبیدم زمین وگفتم:من همینومیخوام. گفتی:نمی شه آخه قول اینوبه یکی دیگه دادم




یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:32 ::  نويسنده : امید توانا
ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺲ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻤﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯﻫﻤﻪ ﻛﻤﺘﺮﻣﺤﺘﺎﺝ ﺍﺳﺖ


یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:, :: 12:31 ::  نويسنده : امید توانا

 دختر چیست ؟؟
موجودی هست که در واقع از خانواده میس کال اومده و هیچ گاه شارژ نداره



پنج شنبه 17 اسفند 1391برچسب:, :: 10:26 ::  نويسنده : امید توانا

 

 قــیـامـتی سـت 

 


از لـحـظه ای که زنــگ  تــلـفن بـــلـند مـی شـود 

 


از جـــا مــی پـــرم 

 


تــا لـحـظه ای کـه 

 


مــثـل ِ هـمـیـشه 

 


تــــو نـــیـستـی

 


پنج شنبه 17 اسفند 1391برچسب:, :: 10:24 ::  نويسنده : امید توانا

 

 

 تنهــا بودن قــدرت مــی خــواهــد

 


و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد

 


کـه روزی مـی گفت

 


تنهــــایـت نمــی گــذارم !!



پنج شنبه 10 اسفند 1391برچسب:, :: 21:4 ::  نويسنده : امید توانا
گریه نداره که ! منم اون قدیما یه دایناسور داشتم گم شد دیگه هم پیدا نشد...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

[دلداری دادن جنتی به حضرت یعقوب که در فراق یوسف اشک میریخت]




عشق ممنوع


درباره وبلاگ

عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است گوش کردن نیست ، درک کردن است دیدن نیست ، احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها . . .
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عشق ممنوع و آدرس nolovehas.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 806
بازدید دیروز : 475
بازدید هفته : 1307
بازدید ماه : 1304
بازدید کل : 236742
تعداد مطالب : 875
تعداد نظرات : 88
تعداد آنلاین : 1

Code Center


يک عدد بين 1 تا 63 انتخاب کنيد، من قادرم با 6 بار حدس زدن ذهن شمارو بخونم!!!