پنج شنبه 10 اسفند 1391برچسب:, :: 20:34 ::  نويسنده : امید توانا


صداي در زدن آمد

زن در را باز کرد و مردي با چهره خسته اما خندان وارد شد
مرد: سلام ، سحر برگشته؟
زن : نه هنوز مدرسه ست.چي شده؟
مرد: براش از شهر اون لباسي رو که قول داده بودم خريدم
زن لبخندي از سر رضايت زد و مرد را درآغوش گرفت : حتما خيلي خوشحال ميشه
مرد که بىقرار ديدن دخترش در لباس نو بود آهسته گفت: خدا هيچ مردي رو شرمنده زن و بچه نکنه، بهش خيلي وقت بود قول داده بودم
زن : ايشالا، تو که هميشه سرت بلند باشه، هوا سرده بريم تو بشينيم تا برات چايي بريزم
مرد: ببين سحر چي دوست داره امشب همونو درست كن تا ديگه خيلي خوشحال بشه...
زن که مشغول شستن استکان بود پرسيد: امروز خبري بود؟
مرد: نه، اما تو راه همش داشتم فکر ميکردم آخه بعضي آدمها ماشينهايي سوار ميشن که لاستيکاش تمام سرمايه ي من مي ارزه
زن استکان چايي را به دست مرد داد وگفت : سرمايه ي تو سحره...
مرد لبخندي زد که در همين لحظه صداي در بلند شد و کسي مکرر فرياد کرد: سيداحمد بدو... سيد احمد
بدو مدرسه آتيش گرفته ...
بچه ها سوختن...



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







عشق ممنوع


درباره وبلاگ

عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است گوش کردن نیست ، درک کردن است دیدن نیست ، احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها . . .
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عشق ممنوع و آدرس nolovehas.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 143
بازدید دیروز : 30
بازدید هفته : 176
بازدید ماه : 173
بازدید کل : 235611
تعداد مطالب : 875
تعداد نظرات : 88
تعداد آنلاین : 1

Code Center


يک عدد بين 1 تا 63 انتخاب کنيد، من قادرم با 6 بار حدس زدن ذهن شمارو بخونم!!!