وقتی شنید همسرش سرطان گرفته :
گفت خودم هواتو داشتم .... از این به بعد هم دارم ......
از اون روز به بعد تمام کاراشو انجام میده .....
هم کارهای خونه .... هم کارهای شخصی .... هم همه کاراشو ......
بابی و جینا ..... حتی با سرطان و پیری هم عاشق هم هستن ....
عاشق برای اینا خیلی کمه ........
این دو تا دیوونه ی هم هستن .........
خوش به حالشون ........
نظرات شما عزیزان: